ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٥٦ - از سخنان حكيمانه آن بزرگوار
فرمود: در دنيا و آخرت پسنديدهاى. امام باقر ٧ از شرح حال او سؤال كرد؟ گفت: من باكره هستم و دست مردى بمن نرسيده امام باقر فرمود: چگونه ميشود در صورتى كه تو دختر بزرگى هستى؟! گفت: من مولائى داشتم كه هر وقت ميخواست نزديك من بيايد مرد خوش صورتى مىآمد و او را از نزديك شدن بمن مانع ميشد، من آن مرد نيكو صورت را مىديدم ولى مولاى من او را نميديد.
امام باقر گفت: الحمد للّه، و آن كنيز را بحضرت صادق ٧ داد و بآن بزرگوار فرمود: اين كنيزى است كه بزرگ كنيزها است، نظير يك قطعه طلا از پليديها پاك و پاكيزه است، صاحبهاى او هميشه او را نگاهدارى كردهاند تا از طرف خدا نزد تو فرستاده شده است.
٢- از ابو بصير روايت شده كه گفت: من در آن سالى كه موسى ابن جعفر ٧ متولد شد با صادق آل محمّد صلى اللّه عليه و آله حج بجا آوردم، وقتى كه بمنزل أبواء (منزلى است بين مكه و مدينه) رسيديم طعامى براى ما آماده شد. در آن موقعى كه ما غذا ميخورديم قاصد حميده آمد و گفت: حميده ميگويد: من خود را گم كردهام، تو مرا دستور دادى كه درباره حادثه اين نوزاد بر شما سبقت نگيرم. امام صادق ٧ برخاست و از نظر ما غائب شد، (پس از لحظهاى) نزد ما آمد، ما جلو پاى آن حضرت بلند شديم و گفتيم: خدا تو را خوشحال نمايد و ما را فداى تو كند، حميده چه كارى داشت؟ فرمود: خدا او را بسلامت نگاهدارى كرده و پسرى از او بمن عطا كرده كه بهترين اهل زمانه خود خواهد شد.