ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٨٤ - پاسخ آن حضرت به سؤالات پادشاه روم
١٤- از داود رقّى روايت شده كه گفت: من بحضرت موسى ابن جعفر عليهما السّلام عرض كردم: سنّ من زياد و بدنم ضعيف شده، شايد من شما را بعد از امروز ملاقات نكنم، بمن بگو كه امام بعد از تو كه خواهد بود؟ فرمود: فرزندم على بن موسى الرضا.
١٥- نيز داود رقّى ميگويد: بحضرت صادق ٧ عرض كردم.
اگر خدا نكرده پيشآمدى كرد امام بعد از شما كه خواهد بود؟
فرمود: فرزندم موسى بن جعفر، بخدا قسم كه من بقدر طرفة العينى درباره امامت او شكى ندارم، همين مقاله را نيز بحضرت موسى بن جعفر ٧ عرض كردم، فرمود: فرزندم على بن موسى الرضا ٧، بخدا قسم كه من راجع به امامت آن حضرت بقدر يك چشم بهم زدنى شك ندارم.
١٦- روايت شده: موقعى كه هارون الرشيد فرستاد تا امام كاظم ٧ را بطرف عراق بياورند، آن حضرت فرزند خود امام رضا را طلبيد، او را وصى خود نمود، اسم اعظم خدا را به او ياد داد، امانتهاى پيغمبران را به او تسليم كرد، مال و امانتهائى را به ام احمد سپرد، او را دستور داد تا آنها را بآن كسى تحويل دهد كه نشانى و علامت آنها را بگويد. امام رضا را مأمور كرد كه تا آن حضرت (يعنى موسى بن جعفر) زنده باشد در راهرو خانه بخوابد، چنانكه قبلا هم اين حديث را نگاشتيم.
وقتى كه حضرت موسى بن جعفر ٧ از دنيا رفت و خبر وفات آن حضرت در بغداد منتشر شد حضرت رضا ٧ در همان وقت از همان روز قصد مدينه كرد، وارد خانه شد، ام احمد را دستور داد تا آن مال