ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٥٨ - مواعظ پيغمبر
ملائكه ضجّه كردند و گفتند: پروردگارا ابراهيم خليل تو است و در زمين غير از او كسى نيست كه تو را عبادت كند؟.
خطاب رسيد: نزد آن حضرت رويد و بداد او برسيد، جبرئيل ٧ سبقت گرفت و در آن حينى كه ابراهيم بين منجنيق و آتش بود گفت: يا ابراهيم آيا حاجتى دارى؟ گفت بتو حاجتى ندارم، همين كه جبرئيل از آن حضرت دور شد بوسيله سوره توحيد (يعنى قل هو اللّه احد) دعا كرد و گفت:
اللهم انى اسألك بحق محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين نجنى من النار.
پس خدا بآتش خطاب كرد كه براى ابراهيم ٧ سرد و سلامت باش. روايت شده كه آتش در مدت سه روز چيزى را نسوزانيد و آبى را از خوف عذاب خدا گرم نكرد. بعد از آن خدا پيراهنى از پيراهنهاى بهشت را براى آن بزرگوار فرستاد و آن حضرت آن را پوشيد، آن پيراهن لباس ابراهيم ٧ بود تا اينكه اسحاق آن را پوشيد و از اسحاق به يعقوب رسيد و از يعقوب به يوسف، اين همان پيراهنى بود كه يعقوب ٧ بوى آن را دريافت.
نمرود بعد از سه روز كه لب گودال آتش آمد ديد ابراهيم ٧ بسلامت در ميان آتش نشسته، نمرود بياران خود گفت: اگر مردم بخواهند كسى را عبادت كنند جا دارد كه مثل خداى ابراهيم را عبادت كنند، نمرود اول كسى بود كه تاج بسر نهاد و اظهار تكبّر كرد، پس نمرود امر كرد تا ابراهيم را از آتش خارج كرده نزد او آوردند.