ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٤٧ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها (پند، حكمت، امر بمعروف، نهى از منكر و »
كه وارد جاده شديم امام على النقى هم بما رسيد و بزبان نبطيه برفيق من فرمود: فلانى را از قول من سلام برسان و بگو: تخم فلان پرنده را نخور، زيرا كه آن حيوان مسخشدهاى است[١].
٢١- از جماعتى از اصحاب ما روايت شده كه گفتند: وقتى كه جعفر كذاب براى امام على النقى متولد شد ما تهنيت و تبريك گفتيم ولى نديديم كه امام ٧ اظهار شادمانى نمايد، راجع به اين موضوع كه با آن بزرگوار گفتگو كردند؟ فرمود: امر جعفر را ناچيز بدانيد زيرا كه جعفر كذاب بهمين زودى يك عدهاى را گمراه خواهد كرد.
٢٢- روايت شده كه امام على النقى ٧ داخل خانه متوكل شد و مشغول نماز گرديد. بعضى از مخالفين خدمت آن حضرت آمد، در مقابل آن بزرگوار ايستاد و گفت: اين رياكارى و خودنمائى تا كى؟! امام ٧ نماز را بسرعت خواند. سلام نماز را گفت و توجهى بآن مرد كرده فرمود: اگر دروغ بگوئى خدا تو را مسخ نمايد، فورا آن مرد افتاد و از دنيا رفت و براى ديگران عبرتى شد.
٢٣- از نوفلى روايت شده كه گفت: امام على النقى ٧ بمن فرمود: اين شخص سركش (متوكل) شهرى بنا ميكند ولى آن را تمام نخواهد كرد، اجل متوكل در آن شهر بدست بعضى از ستمكاران ترك خواهد بود. نوفلى ميگويد: از امام على النقى شنيدم كه ميفرمود:
اسم اعظم خدا (٧٣) حرف است، آصف بن برخيا يك حرف آن را ميدانست كه آن را خواند تا زمين فيما بين او و شهر سبا سوراخ شد و تخت بلقيس
[١] مسخ آنست كه انسان از شكل انسانى بشكل حيوانى در آيد- مترجم.