ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٨٩ - سخنان كوتاه پيغمبر
شما را راه و فرجى عطا كند، گفتند: لا يأتى بالخير الا الله يعنى كسى غير از خدا خير را نميآورد، گفت: خدا مرا خبر داد براى اين مقاله شما كه گفتيد بعد از دو ماه ديگر شما را نجات خواهد داد، گفتند:
لا يصرف السوء الا الله، آن عالم در جواب گفت: خدا بمن وحى كرده كه تا جمعه آينده بفرياد شما ميرسد، گفتند: حسبنا الله و نعم الوكيل گفت: خدا بمن فرموده كه امروز بشما راه نجاتى خواهد داد، گفتند: الحمد لله رب العالمين و در انتظار راه و فرج خدا نشستند.
در اين اثناء، موسى ٧ آمد درحالىكه عصا بدست گرفته و لباسى از پشم پوشيده و بر الاغى سوار بود. پس آن عالم بلند شده بر موسى ٧ سلام كرد و گفت: اى مولاى من براى چه امرى آمدى؟
فرمود: من بر فرعون و تابعين او مبعوث شدهام، بعد از آن موسى ٧ شيعيان خود را دستورهائى داد و شبانه بطور پنهانى داخل مصر شد و بسوى خانه مادر و خواهر خود آمد.
روايت شده كه چون آن حضرت بر در خانه ايستاد شنيد كه مادرش بخواهرش ميگفت: جدائى و تفرقه (با ما) چه عمل عجيبى كرد؟! پس آن حضرت دق الباب كرده وارد خانه شد، همينكه چشم مادر بموسى ٧ افتاد غش كرد و روى زمين افتاد، آنگاه بهوش آمده بر آن حضرت سلام كرد، پس موسى ٧ برادر خود هارون را كه از خواص فرعون بود احضار كرد.
روايت شده كه كار هارون اين بود كه فرعون را شراب ميداد و لباسهاى زربافت مىپوشيد، پس موسى هارون را خواست و او را از