ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٣٤ - گفتار آن حضرت در زهد
بر حذر باش، من هم مواظب كار خود هستم. (راوى گويد:) من معناى حرف امام على النقى را نفهميدم تا آن موقعى كه قاصدى آمد و مرا با دست بسته به مصر آورد: كليه اموال مرا توقيف كرد، من مدت هشت سال زندانى بودم. بعد از آن دوباره نامهاى از امام على النقى ٧ براى من آمد، در آن نامه نوشته بود: اى محمّد در ناحيه غرب ساكن مشو، چون آن نامه را قرائت كردم با خودم گفتم: من فعلا در زندانم، امام براى من اينطور نوشته، يعنى چه، موضوع تعجبآورى است؟! بعد از آن چند روزى بيشتر طول نكشيد كه من آزاد شدم.
١١- از خيران (يا خيزران؟) خادم، غلام فراطيس (كه مادر واثق باللّه باشد) روايت شده كه گفت: من در سنه (٢٣٢) به حج مشرف شدم، خدمت امام على النقى ٧ رفتم، فرمود: حال صاحب تو يعنى واثق باللّه چگونه است؟ گفتم: دردمند است و شايد مرده باشد، فرمود: نمرده ولى دچار مريضى خود ميباشد. بعد از آن امام ٧ فرمود: بعد از واثق باللّه چه كسى جانشين او خواهد بود؟ گفتم:
پسرش، فرمود: مردم اينطور گمان ميكنند كه جعفر باشد؟ گفتم:
نه، فرمود: چرا همينطور است كه من بتو ميگويم، گفتم: خدا و رسول و فرزند رسول راست ميگويند. پس از آن همانطور شد كه امام فرموده بود.
١٢- محمّد بن عيسى از ابو على بن راشد روايت كرده كه گفت:
در سنه (٢٣٢) امام على النقى ٧ بمن فرمود: اين مرد يعنى واثق باللّه چهكار ميكند؟ گفتم: مريض است و شايد مرده باشد، فرمود: