ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٧٨ - سخنان كوتاه امام پنجم(ع) در اين زمينهها پند، حكمت، زهد و
بسيار خوب و پاكيزه ميشد، من مبلغ (٢٠٠) دينار شماره كردم كه براى آن حضرت بفرستم، پسر عموى من اسماعيل هم اموالى نزد من فرستاد كه با نامه و اموال خود براى امام عسكرى ٧ بفرستم، من مال پسر عمويم را از مال خودم جدا نكردم.
آن حضرت در جوابم نوشت: آنچه را كه تو و پسر عموى تو اسماعيل كه قوم و خويش تو است بواسطه تو براى ما فرستاد رسيد.
٤٣- از جعفر بن محمّد بن موسى روايت شده كه گفت: من در سرّمنرأى سر راه نشسته بودم، امام حسن عسكرى ٧ در حالى كه سوار بود از نزديك من عبور كرد، من بىاندازه مايل بودم كه پسرى داشته باشم، با خود گفتم: آيا ميشود كه من فرزندى داشته باشم؟ آن حضرت با سر مبارك خود بمن اشاره كرد: آرى، با خود گفتم: آيا پسر است بسر اشاره كرد: نه، بعد از آن زوجه من حامله شد و دخترى آورد.
٤٤- از محمودى روايت شده كه گفت: در آن موقعى كه امام حسن عسكرى از زندان معتمد خارج شد خط آن حضرت را ديدم كه نوشته:
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ[١].
٤٥- از احمد بن اسحاق روايت شده كه گفت: من در حضور امام حسن عسكرى ٧ رفتم، آن حضرت بمن فرمود: حال شما با اين شك و ترديدى كه مردم دارند چگونه است؟.
[١] سوره صف، آيه« ٨» يعنى ميخواهند كه نور خدا را با دهانشان خاموش كنند، خدا نور خود را كامل ميكند و لو اينكه كافران را خوش نيايد- مترجم.