ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤١ - اما شعب اطاعت ناصحان
كرد تا اينكه شهرها را بنا كرد و فرزندان خود را در شهرها ساكن نمود و علت اينكه كوفه را قبة الاسلام ناميدند همين قبه بود.
آنگاه خدا بحضرت نوح وحى كرد كه روزگار تو بسر آمد، اسم اعظم و ميراث انبياء را نزد پسرت سام بگذار زيرا كه من زمين را از حجّت عالمى كه بر خلقم حجت باشد خالى نميگذارم، و آن حضرت را مأمور كرد كه مؤمنين را مژده دهد: بهمين زودى خدا بوسيله پيغمبرى كه نامش هود باشد راه و فرجى براى آنها مرحمت ميكند و افرادى كه بهود كافر شوند بواسطه باد صرصر هلاك خواهند شد، پس كسى كه هود را درك كند بايد باو ايمان بياورد، نيز مؤمنين را مأمور كند كه سالى يك مرتبه وصيتنامه را باز كنند و در آن نظر كنند.
پس نوح ٧ فرزند خود سام را خواست و مواريث انبياء را باو تسليم نمود و او را وصيت كرد كه كليّه واجبات را عملى نمايد.
سنّ نوح ٧ چنانكه روايت شده در موقع وفات (١٤٥٠) سال بود. و در روايت ديگر است كه سنّ آن حضرت در موقعى كه مبعوث شد (٨٥٠) سال بود و مدت (٩٥٠) سال در ميان قوم خود مكث كرد و پس از آنكه از كشتى خارج شد (٥٠٠) سال زندگى كرد پس بنابراين روايت عمر آن حضرت (٢٣٠٠) سال بوده است.
نيز روايت شده كه عمر نوح ٧ (٢٨٠٠) سال بوده و همينكه ملك الموت براى قبض روح آن حضرت هبوط كرد و نزد آن بزرگوار آمد او را يافت كه در آفتاب نشسته بود پس بنوح سلام كرد و او را آگاه كرد كه براى قبض روحش آمده، حضرت نوح فرمود: آن قدر مهلتم بده كه از اين موضع بجاى ديگر منتقل شوم پس از آنجا