ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٣٩ - سفارش آن جناب به فرزندش امام حسين(ع)
مباش زيرا كه خداى تو در زير تو نهرى قرار داده، منظور از نهر خود آن حضرت بود، و تنه درخت خرما را بطرف خود بكش تا خرماى تازه براى تو فرو ريزد.
بعد از آن حضرت عيسى ٧ با پاى خود زد و از زير پاى او چشمه آب جارى پيدا شد و بمادر خود گفت: بخور و بياشام و چشم تو روشن باد، اگر احدى از بشر را ديدى بگو: من براى خداى رحمان صومى (يعنى سكوتى) نذر كردهام و امروز هرگز با آدمى زاد تكلم نخواهم كرد، پس حضرت مريم (خرما) خورد و (آب) آشاميد و عيسى را متولد كرده بسوى شهر شام مراجعت كرد. آمدن حضرت مريم از شام و برگشت او بطرف شام در مدت سه روز بوده.
(وقتى كه مريم بشام برگشت) حضرت زكريا با خاله حضرت مريم آن بىبى را ملاقات كردند و با او تكلم نمودند ولى حضرت مريم بعيسى ٧ اشاره كرد كه با او گفتگو نمائيد، پس خدا طورى عيسى ٧ را بنطق در آورد كه گفت: من بنده خدايم و خدا بمن كتاب عطا كرده و مرا پيغمبر نموده است تا آنجا كه (در قرآن ميفرمايد:) من زنده مبعوث خواهم شد. پس نفس حضرت زكريا و خاله حضرت مريم كه حنانه باشد (از شك و ترديد) پاك شد و حجت آنان نزد اهل بيت خود و مردم ظاهر و قوى شد.
بعد از آن حضرت مريم بسوى منزل خود آمد در صورتى كه عيسى را بروى سينه خود گرفته بود پس هفتاد دختر جوان از دختران آن قريه خارج شدند و بمريم گفتند: حقّا كه چيز با تعجبى آوردهاى؟
پس حضرت مريم بعيسى ٧ اشاره كرد، عيسى ٧ بآن دختران