ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٦٧ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
نور محمّد صلى اللّه عليه و آله را برسم امانت بتو سپرد. خدا پردهاى از نور براى جلوگيرى از چشم مردم و كيدهاى شيطان لعنه اللّه براى نزله برقرار كرد و ابليس لعين به هيچ طرف از روى زمين متوجه نميشد مگر اينكه نظرى بآن پرده مىانداخت و دائما شيطان از وسوسه او محروم بود تا اينكه نزله انوش را متولد كرد.
وقتى كه نزله از وضع حمل فارغ شد نور حضرت محمّد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله را در ميان دو چشم انوش مشاهده كرد، موقعى كه انوش جوانى شد پدرش شيث او را خواست و فرمود: اى پسرك من پدر من آدم ٧ مرا مأمور كرده: عهد و پيمانى از تو بگيرم كه بغير از پاكيزه ترين زنان عالمين را تزويج ننمائى، پس انوش خدا را حمد كرد و وصيت پدر خود را قبول نمود.
[٤ و ٥ و ٦- قينان و مهائيل و بردا]
آنگاه انوش بفرزند خود قينان كه چهارمين وصى بود وصيتى نظير وصيت پدران خود عليهم السّلام كرد و قينان هم فرزند خود مهائيل را كه پنجمين وصى بود وصى گردانيد، مهائيل امر وصيت را به پسر خود بردا كه ششمين وصى بود محول نمود، بردا زنى را تزويج كرد كه او را بره ميگفتند
[٦ و ٧- اخنوخ و متوشلخ]
و آن زن به أخنوخ كه ادريس ٧ باشد و هفتمين وصى بود حامله شد وقتى كه ادريس متولد شد پدرش بآن نورى كه در بين چشمانش ميدرخشيد نگاه كرد و به او فرمود: اى پسر! من تو را راجع باين نور وصيت و سفارش مينمايم. پس آن حضرت وصيت پدر را قبول كرد و با زنى كه او را بزرعا ميگفتند ازدواج كرد و متوشلخ كه هشتمين وصى بود براى او تولد يافت. براى متوشلخ پسرى بنام