ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٨٤ - سفارشهاى آن حضرت به«عبد الله بن جندب»
شكى در دل من جاى گزين شد، ناگاه امام عسكرى ٧ صدا زد:
عمّه فجر طلوع نكرده.
من نماز را بسرعت تمام كردم. نزديك نرجس خاتون رفتم، او را حركت دادم و در بغل گرفتم، بسم اللّه الرحمن الرحيم گفتم، به نرجس خاتون گفتم: آيا احساس درد نميكنى؟ گفت: چرا. خوابى دچار من شد كه نتوانستم خوددارى كنم، نظير آن خواب هم عارض نرجس خاتون شد كه در حال نشستن بخواب رفت، بيدار نشد تا آن موقعى كه حس كرد امام زمان ٧ متولد شده، ناگاه شنيدم كه امام عسكرى بمن صدا ميزند: عمّه فرزند مرا نزد من بيار! وقتى كه من متوجه امام زمان شدم ديدم مواضع سجده را (كه پيشانى دو كف دست، سر زانو و سر شصت پاها باشد) روى زمين نهاده (و خدا را) سجده ميكند. بر بازوى راست آن حضرت نوشته بود:
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً[١].
وقتى كه من آن حضرت را در بغل گرفتم ديدم آن بزرگوار پاك و پاكيزه و ختنه شده است، آن برگزيده خدا را بجامهاى پيچاندم و بحضور امام حسن عسكرى ٧ بردم، امام عسكرى او را گرفت و بر كف دست چپ خود نشانيد. دست راست خود را به پشت آن حضرت نهاد، بعد از آن زبان خود را بدهان امام زمان نهاد، دست خود را بچشم و گوش و مفاصل آن حضرت كشيد، به امام زمان فرمود: اى پسرك عزيز من صحبت كن! آن مولود مسعود گفت:
[١] سوره اسراء، آيه( ٨٣) يعنى اى محمد٦ بگو: حق آمد و باطل از بين رفت حقا كه باطل از بين رفتنى است- مترجم.