ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٣٨ - سفارش آن جناب به فرزندش امام حسين(ع)
پس خداى توانا حضرت عيسى را در شكم مادر بسخن در آورد و آن حضرت فرمود: قسم بحق آن پيغمبرى كه بعد از من در آخر الزمان مبعوث ميشود اگر خدا مرا از شكم مادرم مريم خارج كند بر شما حد جارى خواهم كرد. حضرت مريم رفت تا بقريهاى در طرف غرب كوفه كه آن را بشوشا ميگفتند رسيد.
و روايت شده كه آن را باتقنا ميگفتند و آن قريه امروز به نخيله معروف است و استخوانهاى حضرت هود و شعيب و صالح و عدهاى از انبياء و اوصياء عليهم السّلام در آنجا مدفون است، پس درد وضع حملش شديد شد و تكيه كرد به تنه درخت خرماى پوسيدهاى كه سر آن افتاده بود.
وقتى كه حضرت مريم عيسى ٧ را متولد كرد آن درخت خرماى پوسيده سبز شد و خرماى رسيده آورد و خرماى تازهاى براى حضرت مريم فرو ريخت. چنانكه روايت شده آن موقع فصل زمستان بوده است و از همين لحاظ بزنى كه وضع حمل كرده باشد خرما و رطب ميدهند.
خوف حضرت مريم از زكريا ٧ و خاله خود شديد شد و نام مادر حضرت مريم حنه بوده كه قبلا مرده بوده و حنانه كه خاله حضرت مريم باشد متكفل مريم شده بود (بقدرى خوف حضرت مريم شديد بود) كه گفت: اى كاش قبل از اين مرده بودم و فراموش شده بودم.
روايت شده كه حضرت مريم گفت: اى كاش قبل از آنچه كه در بنى اسرائيل ديدم از قبيل بفتنه دچار شدن نسب من و متهم شدنم و ترس بر آنها مرده بودم. پس حضرت عيسى مادر خود را ندا در داد كه محزون