ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٩٠ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها
بعد از اين گفتگوها، امام رضا ٧ به على بن ابو حمزه فرمود:
اى پير مرد! از خدا بترس و از آن افرادى مباش كه از پيشرفت دين خدا جلوگيرى ميكنند.
٢٣- از ابن ابو بصير روايت شده كه گفت: از امام رضا ٧ پرسش كردم: هر امامى بعد از امام قبلى بچه علامتى شناخته خواهد شد؟ فرمود: بچند علامت كه از جمله آنها اين است: امام بايد بزرگترين فرزند پدر خود باشد، داراى فضيلت و بزرگوارى باشد، وقتى كه مسافرين وارد شهر شدند و پرسيدند: امامى كه از دنيا رفت چه كسى را وصى خود قرار داد؟ مردم بگويند: فلانكس را، شمشير در ميان ما امامها نظير تابوت در زمان بنى اسرائيل است، آن شمشير با امام است هر جا كه باشد.
٢٤- از محمّد بن فضيل روايت شده كه گفت: در آن سالى كه هارون الرشيد به جعفر بن يحى حمله كرد و يحى بن خالد را با پسرش فضل بزندان فرستاد و آن حوادث براى برمكيها اتفاق افتاد امام رضا ٧ در عرفات بدعا مشغول بود، آنگاه سر خود را بقدرى خم كرد كه نزديك بود به جلو پاى مباركش برسد، وقتى كه سر خود را بلند كرد و از آن حضرت راجع باين عمل پرسش نمودند؟ فرمود: من در حق طايفه برمكىها نفرين كردم براى آن كارهائى كه نبايد بكنند و كردند، خدا هم نفرين مرا در حق آنان مستجاب كرد.
راوى گويد: موقعى كه ما از مكه مراجعت كرديم طولى نكشيد كه خبر رسيد: هارون الرشيد به جعفر برمكى غضب كرد و او را