ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٨٨ - توحيد
كرد و جواب پرسشهاى مردم را ميفرمود ما براى آن حضرت خائف بوديم، بآن حضرت گفته شد: براى اين كارهاى بزرگى كه تو انجام ميدهى ما براى تو از ظلم هارون گمراه، خائف و ترسانيم؟ فرمود:
هارون هر كارى كه ميخواهد بكند زيرا كه او را براى اذيت من راهى نخواهد بود.
مسعودى ميگويد: شخص ثقهاى بمن خبر داد كه يحى بن خالد به هارون الرشيد گفت: اين على بن موسى الرضا است كه نشسته و امر خلافت را براى خود ادعا ميكند. هارون گفت: آيا آنچه كه با پدرش كرديم براى ما كافى نيست، شما ميخواهيد كه ما كليه آنان را بكشيم؟!.
[معجزاتى از حضرت رضا ع]
٢١- از موسى بن مهران روايت شده كه گفت: در مدينه ديدم كه امام رضا ٧ يك نظرى به هرثمه كرد و فرمود: گويا كه كشته خواهد شد، بعد از آن هرثمه را آوردند در مرو و گردن او را زدند و جريان او همانطور شد كه آن حضرت فرموده بود.
راوى گويد: موسى بن مهران براى على بن موسى الرضا ٧ نوشت كه آن حضرت در حق فرزند مريضش دعا كند. امام رضا ٧ در جوابش نوشت: خدا بتو فرزند صالح و نيكوكارى خواهد داد، پسر مريض موسى بن مهران از دنيا رفت و خدا پسر نيكوكارى به او عطا فرمود.
٢٢- اسماعيل بن سهل از بعضى از ياران خود روايت كرده كه گفت: من در حضور امام رضا ٧ بودم، على بن ابو حمزه و