ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٦٥ - سخنان كوتاه پيغمبر
اجلى كه برايم نوشتى بميران.
روايت شده: جهت اينكه ابراهيم ٧ بخليل اللّه ناميده شد اين بود كه با مردمان مسكين دوستى و رفاقت ميكرد و غذا را نمىخورد مگر با مردم مسكين. روزى ابراهيم ٧ سر سفره طعام آمد و كسى از فقراء نزد او نبود، پس بيرون رفت كه مسكينى را طلب كند تا با او غذا بخورد كسى را نيافت جز مردى كه بوسيله جذام (خوره) فرو مانده بود ابراهيم ٧ او را عزيز داشت و براى خوردن طعام دعوت كرد و ناراحتىهاى نفس خود را درباره آن مرد تحمّل فرمود و غذاى آن حضرت شير بود.
آن مرد بنا كرد بغذا خوردن چون دست خود را از ظرف غذا خارج ميكرد جاى انگشتانش در شير باقى ميماند و ابراهيم ٧ موضع انگشتهاى او را مىليسيد و ميخورد وقتى كه از غذا خوردن فارغ شد كشف شد كه آن مرد جبرئيل ٧ است و آن غذائى كه او خورده در زير ظرفى ميباشد.
جبرئيل به ابراهيم گفت: خدا تو را سلام ميرساند و ميفرمايد:
من تو را از اين جهت خليل قرار دادم كه به ضعفاء و مساكين رحم ميكنى.
عمر ابراهيم ٧ چنانكه روايت شده (١٧٥) سال بوده است.
نيز روايت شده كه عمر آن حضرت در موقع ظهور نبوّت (٨٠) سال و مدّت نبوّت او (٤٠) سال بوده، پس مجموع عمر آن بزرگوار (١٢٠) سال ميشود. موقعى كه وفات ابراهيم ٧ نزديك شد خدا او را مأمور كرد كه نور و حكمت خدا و مواريث انبياء عليهم السّلام را بفرزند خود اسماعيل ٧ بنحو امانت بسپارد، پس اسماعيل را احضار كرد