ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٨٦ - سخنان كوتاه پيغمبر
و خواست كه با شعيب وداع كند شعيب بآن حضرت فرمود: داخل خانه شو و يك عصا از ميان آن عصاها خارج كن و شيعيان حضرت شعيب هم در اطراف شعيب بودند، موسى ٧ داخل خانه شد و يك عصائى خارج نمود، شعيب ٧ بلند شد و آن عصا را برده در زير عصاهاى ديگر جاى داد و موسى را دستور داد كه داخل شود و عصاى ديگرى خارج نمايد، موسى داخل شد و ديد كه همان عصا بالاى كليّه عصاها قرار گرفته است موسى تا سه مرتبه آن عصا را خارج كرد، حضرت شعيب بموسى فرمود: من اينطور مىبينم كه تو همان كسى هستى كه بر كوه طور تكلّم خواهى كرد و اين اشاره را در حضور شيعيان بموسى كرد، آن عصائى را كه موسى خارج كرد از چوب ريحان بود و سر آن داراى دو شاخه بود.
حضرت موسى ٧ آن عصا را گرفت و با اهل و عيال خود بسوى بيت المقدس حركت كرد و چون راه را غلطى رفت و شب او را فرا گرفت سنگ يا آهن آتشزنه را برداشت كه آتش روشن كند ولى آتش روشن نشد چون اين عمل بطول انجاميد آن آهن بسخن آمده گفت اى مولاى من بيشتر از اين اصرار مكن زيرا كه من مأمورم.
چون موسى ٧ توجّه كرد آتشى را ديد كه بسوى او مىآيد همينكه نزديك آن حضرت آمد بر جست و در عقب موسى قرار گرفت، موسى ٧ بطرف عقب متوجّه شد آتش بسوى يمين آن حضرت پريد همينكه موسى به يمين خود متوجّه شد ديد كه آن آتش به يسار آن حضرت پريد، چون به يسار خود توجّه نمود ديد آتش بر بالاى درخت جاى گزين شده، آنگاه آن حضرت آن كلام (مخصوص) را شنيد.
عرض كرد: پروردگارا اين صوتى كه من شنيدم كلام تو است؟