ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١١٨ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
بتو فهماندم تا از او تقاص كردى و آن شخص مقتول در زير فلان ديوار و فلان درخت مدفون شده است.
اسم او را بخوان تا تو را از قصه خود خبردار كند، داود ٧ را راه و فرجى نصيب شد و وحى خدا را به بنى اسرائيل فرمود و بطرف آن موضع رفته آن مقتول را صدا زد، او در جواب گفت: لبيك يا نبى اللّه، فرمود: چه كسى تو را كشت؟ گفت: فلان شخص مرا كشت بعد از آن بنى اسرائيل بحضرت داود ميگفتند: يا نبى اللّه ولى قبلا بآن حضرت ميگفتند: يا خليفة اللّه. پس خداى تعالى بحضرت داود وحى كرد كه مردم تحمل غير از ظاهر (احكام را) ندارند، تو از مدّعى شاهد بخواه و مدعا عليه را به قسم خوردن بنام من دستور بده.
راوى گويد: صاحب گوسفند و زراعتى نزد حضرت داود ٧ آمدند و راجع (بگوسفندهائى كه زراعت ديگرى را فاسد كرده بودند) محاكمه كردند، داود ٧ در حق آنان آنطور قضاوت كرد كه انبياء قبل از آن حضرت قضاوت ميكردند و جريان قضاوت انبياء قبل از داود اين بود كه آن گوسفندانى كه زراعت آن شخص زارع را فاسد كرده بودند مال صاحب زراعت باشد و زراعت هم درخت انگورى بود كه گوسفندان آنها را خورده بودند. پس خداى سبحان در آن موقع (حكم اين مسأله را) آنطور كه ميخواست بحضرت سليمان ٧ الهام كرد تا آن حضرت امر خدا را ظاهر كند و مردم را بسوى خدا هدايت نمايد و بگويد: هر گوسفندى كه شبانه زراعتى را بچرد و فاسد كند براى صاحب زراعت جز محصول همان سال گوسفند بيشتر نخواهد بود، پس بعد از حضرت سليمان سنّت خدا راجع به (حكم اين