ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٧١ - سخنان كوتاه
٧ را براى مقام امامت بجهت مردم معرّفى و منصوب كرد، همينطور هر امامى بايد امام بعد از خود را براى مردم معرفى نمايد.
٢- هر سؤالى كه ميكنى جواب گويد.
٣- تو ساكت باشى و امام بسخن ابتدا كند (و منظور ترا بگويد).
٤- مردم را از جريان فردا خبر دهد.
٥- با هر يك از مردم بزبان خودشان تكلم نمايد.
به امام كاظم ٧ گفتم: فداى تو شوم! امام بايد بهر زبانى تكلم كند؟ فرمود: آرى، منطق پرنده را هم ميداند، الساعه من علامت آن را قبل از آنكه تو بخواهى از جاى خود بلند شوى بتو عطا خواهم كرد. طولى نكشيد كه ديدم مردى از خراسان در خدمت آن حضرت وارد شد و بزبان عربى با امام كاظم ٧ صحبت كرد، آن حضرت جواب او را بزبان فارسى فرمود. آن مرد خراسانى گفت: من بزبان فارسى با تو گفتگو نكردم براى اينكه شايد شما كاملا زبان فارسى را ندانى؟ حضرت كاظم ٧ فرمود: سبحان اللّه اگر من نتوانم بطور نيكوئى جواب تو را بگويم پس چه فضيلتى بر تو خواهم داشت؟.
آنگاه امام كاظم ٧ بمن فرمود: اى ابو محمّد! امام آنست كه كلام احدى از مردم، پرنده، حيوان، چيز كه در آن روح باشد بر او مخفى و پوشيده نباشد، كسى كه اين خصلتها در وجود او نباشد امام نخواهد بود.
٢٠- از حمّاد بن عيسى روايت شده كه گفت: در حضور امام كاظم ٧ مشرف شدم و گفتم: فدايت شوم دعا كن كه خدا بمن خانه، زوجه، فرزند و خادم مرحمت كند و در همه سال حج بجاى