ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٧٢ - سخنان كوتاه
آورم؟ امام كاظم ٧ دو دست خود را بلند كرد و اين دعا را خواند:
اللهم صل على محمد و آل محمد و ارزقه دارا و زوجة و ولدا و خادما و الحج خمسين سنة.
حمّاد گفت: تا كنون (٤٨) حج بجا آوردهام، اين هم زوجه من است در پشت پرده كه كلام مرا مىشنود، اين هم پسر و خانه و خادم من كه حاضرند. حمّاد بعد از اين كلام دو حج ديگر بجاى آورد، حمّاد بعد از پنجاه حج پشت سر ابو العباس نوفلى سوار شد، همينكه بموضع احرام[١] رسيد و خواست غسل نمايد سيل آمد و او را برد و در محل سيل دفن شد.
امام كاظم ٧ ما بقى روزگار مهدى را در مدينه بود. مهدى عباسى در سنه (١٦٩) هجرى كه مدت (٢١) سال از امامت حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام گذشته بود وفات كرد، مردم با پسرش موسى كه به هادى ملقب بود بيعت كردند، خلافت هادى يك سال و دو ماه بود، هادى در سنه (١٧٠) هجرى كه مدت (٢٢) سال از امامت موسى ابن جعفر عليهما السّلام طى شده بود از دنيا رفت.
در ماه ربيع الاول همان سال بود كه مردم با هارون الرشيد بيعت كردند. هارون الرشيد فرستاد تا حضرت موسى بن جعفر را بياورند، وقتى كه فرستادگان هارون نزد امام كاظم ٧ آمدند آن بزرگوار امام رضا ٧ را كه بزرگترين فرزندانش بود، خواست و در حضور عدهاى از شيعيان خصوصى خود آن حضرت را وصى خود قرار داد، او را به ما يحتاج خود مأمور كرد.
[١] احرام لباسى است كه حاجيها در موقع حج مىپوشند- مترجم.