ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٩١ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها
كشت، پسر و برادر جعفر را زندانى كرد، احوال آنان تغيير كرد، خدا شكستخوردگى آنان را جبران نكرد، براى آل برمك و فرزندانشان تا روز قيامت حال خوبى پيدا نشد.
٢٥- از موسى بن مهران روايت شده كه گفت: حضرت امام رضا ٧ در مسجد مدينه بود كه هارون گمراه خطبه ميخواند، امام رضا فرمود: مرا با هارون خواهيد ديد كه در يك قبر دفن خواهيم شد، بعد از فوت هارون كسى آن قبر را زيارت نخواهد كرد.
٢٦- از حسين بن ابراهيم بن موسى روايت شده كه گفت: من راجع به آن چيزى كه از امام رضا تقاضا كرده بودم زياد اصرار ميكردم، آن حضرت هم بمن وعده ميداد تا اينكه يك روز با امام ٧ خارج شديم كه از بعضى طالبيّين استقبال نمائيم، وقت نماز رسيد، آن حضرت در نزديكى قصرى كه در آن نواحى بود نزديك درختى پياده شد، من نيز پياده شدم و بآن حضرت گفتم: فدايت شوم اين عيد نزديك شده بخدا قسم كه من مالك درهمى نيستم.
امام ٧ با تازيانه خود زمين را گود كرد، با دست مبارك خود يك قطعه طلا خارج كرد و بمن داد و فرمود: بيا از اين طلا استفاده كن! ولى از گفتن اين معجزه خوددارى نما!.
هارون الرشيد در سنه (١٩٣) هجرى از دنيا رفت، در آن موقع (٢٠) سال از امامت حضرت على بن موسى الرضا ٧ گذشته بود (بعد از هارون) مردم با محمّد بن هارون كه معروف به ابن زبيده بود بيعت كردند.