ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٨٣ - پاسخ آن حضرت به سؤالات پادشاه روم
عرض كردم: اگر كسى به پسر خود بگويد: پدر و مادرم بفداى تو چه مانعى دارد؟ فرمود: اگر پدر و مادر زنده باشند آزرده ميشوند (پس نبايد انسان اين حرف را بزند) اما اگر مرده باشند مانعى ندارد. آنگاه بمن فرمود: پدرم امام صادق ٧ ميفرمود: از سعادت مرد آنست كه نميرد تا خدا خليفه و جانشين او را به او نشان دهد كه بعد از او امر و نهى كند، پس آن بزرگوار نظرى بفرزند خود امام رضا كرد و بمن فرمود: بخدا قسم كه خدا خليفه و جانشين مرا بمن نشان داد.
١١- از صفوان بن يحى و على بن جعفر روايت شده كه گفتند:
ما با عبد الرحمن بن حجاج در مدينه بوديم، اسحاق و على- كه فرزندان امام جعفر صادق بودند- بعد از وفات موسى بن جعفر ٧ آمدند پيش عبد الرحمن و شهادت دادند كه على بن موسى الرضا عليهما السّلام بعد از امام كاظم وصى و جانشين آن حضرت است.
١٢- از منصور بن يونس بزرج (بر وزن بزرك) روايت شده كه گفت: امام كاظم ٧ در آن موقعى كه در حضورش مشرف شدم بمن فرمود: آيا ميدانى كه من امروز چه كارى كردهام؟ گفتم: نه، فرمود: من امروز فرزندم امام رضا را وصى و جانشين خود قرار دادهام، تو پيش او برو و او را تهنيت بگو.
١٣- نيز منصور بن يونس از محمّد بن فضل هاشمى روايت كرده كه گفت: من آن قدر از علامتهاى امامت امام رضا را ديدم كه اگر در زمان امير المؤمنين على ٧ هم زنده بودم بيشتر از اين دليلهاى امامت را درك نميكردم.