ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٩٢ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها
٢٧- از حسين بن بشار روايت شده كه گفت: حضرت على بن موسى الرضا ٧ در همان موقع بمن فرمود: عبد اللّه برادر خود محمّد را ميكشد. من عرض كردم: عبد اللّه بن هارون محمّد بن زبيده را ميكشد؟! فرمود: آرى آن عبد اللّه كه در خراسان است محمّد بن هارون برادر خود را ميكشد، گفتم: آن عبد اللّه كه در خراسان مولاى هرثمه است محمّد بن زبيده را كه در بغداد است خواهد كشت؟! فرمود: آرى، آنگاه جريان كار آنان آنطور شد كه شد و عبد اللّه برادر خود را كشت.
٢٨- از حسين بن على وشّا روايت شده كه گفت: من در حضور امام رضا ٧ مشرف شدم آن حضرت بمن فرمود: ديشب پدرم را در خواب كه چيزى بمن فرمود. بعد از آن فرمود: خواب و بيدارى ما يكى است.
محمّد بن زبيده در محرم سنه (١٩٧) كشته شد، در آن وقت (٢٤) سال از امامت امام رضا ٧ گذشته بود.
٢٩- از اميّة بن على روايت شده كه گفت: در آن سالى كه امام رضا ٧ در حج بود و از حج بخراسان رفت من با آن بزرگوار بودم، فرزند بزرگوارش امام محمّد تقى كه يك ساله بود نيز با امام رضا بود، امام رضا با خانه كعبه وداع كرد، وقتى كه طواف آن حضرت تمام شد نزد مقام ابراهيم برگشت و در آنجا نماز خواند، امام محمّد تقى بدوش موفق خادم بود، او امام محمّد تقى را طواف ميداد، وقتى كه امام محمّد تقى را نزديك حجر آورد آن حضرت نزد حجر نشست، نشستن آن بزرگوار طولانى شد، موفق خادم گفت: اى مولاى من بلند شو فداى تو شوم، فرمود: من قصد دارم از اين مكان بلند نشوم مگر اينكه