ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٦٥ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
(محمّدى صلى اللّه عليه و آله) را در صورت خود نديد، چون نظر كرد و آن را در پيشانى حواء ديد بسيار مسرور گرديد و نيكوئى حضرت حواء روز بروز رو بزيادى ميرفت، پرندگان زمين و درندگان بيشه و نيزار بحواء اشاره ميكردند، بنور آن بىبى اشتياق داشتند و حضرت آدم با حواء بجهت طهارت و پاكى آن بىبى و آنچه كه در رحم داشت نزديكى نمىكرد.
ملائكه در هر روز از طرف پروردگار عالمين بحضرت حواء سلام ميرساندند و هر روز از آب بهشت براى او مىآمد و آن را مىآشاميد تا اينكه خداى توانا شيث را در رحم آن بىبى به تنهائى خلق كرد تا از طرف خدا براى نور محمّد صلى اللّه عليه و آله كرامتى باشد، حال حضرت حواء دائما همينطور بود تا آن زمانى كه شيث ٧ را متولد كرد و بنور حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله (كه در صورت شيث بود) نظر ميكرد، آن نور هميشه در ميان دو چشم شيث ٧ بود. خداى توانا پرده ضخيمى را از نور بين شيث و حواء و بين ابليس لعين در مدت (٥٠٠) سال بر قرار كرد، و ابليس ملعون دائما در مجلس خود محبوس بود تا عمر شيث ٧ به هفت سال رسيد و عمود نور بين آسمان و زمين بود و آن نور دائما در زمين كشيده بود تا حضرت شيث بحد بلوغ رسيد.
موقعى كه آدم ٧ بموت خود يقين پيدا كرد دست حضرت شيث را گرفت و به او فرمود: اى پيغمبر خدا! خدا مرا دستور داده كه راجع باين نورى كه برسم امانت در صورت تو سپرده شده از تو عهد و پيمان بگيرم كه آن را بغير از پاكيزهترين زنان عالمين نسپارى.