ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٦٩ - سخنان كوتاه پيغمبر
و فرزندش اسحاق بقدرى شبيه به يكديگر بودند كه مردم آنها را از يكديگر تشخيص نميدادند تا آن موقعى كه ابراهيم ٧ پير شد و بدين وسيله مردم آن حضرت را از فرزندش اسحاق تشخيص ميدادند.
وقتى كه وفات اسحاق ٧ نزديك شد خداى تعالى به او وحى كرد كه اسم اعظم و نور و جميع مواريث انبياء عليهم السّلام را كه در دست داشت بفرزندش يعقوب ٧ كه اسرائيل اللّه بود برسم امانت بسپارد، اسحاق ٧ حضرت يعقوب را خواست و امانتهاى خدا را به او تسليم كرد، اسحاق ٧ رحلت كرد و در بيت المقدّس مدفون شد، عمر حضرت اسحاق (١٨٠) سال بود.
٢٦- يعقوب بن اسحاق عليهما السّلام
بعد از اسحاق فرزندش حضرت يعقوب كه اسرائيل اللّه بود براى امر خدا اقدام كرد، مؤمنين بآن حضرت ايمان آوردند و كفّار و شكاكين نبوّت او را انكار كردند.
يعقوب ٧ در شام از خاله خود دو دختر گرفت و در آن زمان (بنا بر مذهب اهل تسنّن) جائز بود كه انسان در يك زمان با دو خواهر ازدواج كند. از آن دو خواهر دوازده پسر براى يعقوب ٧ بوجود آمد، عيص كه برادر يعقوب ٧ باشد بر بيت المقدس غالب شد، و پادشاه ستمكار در آن زمان فيتساد بود كه مدّت (١٠٠) سال سلطنت كرد و او اول كسى بود كه زمينهاى خراج را بغير حق قطعهقطعه كرد و آن بدعت تا كنون براى ظالمين بيادگار مانده، اول كسى كه از مردم خراج گرفت همان پادشاه بود.