ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٤٨ - شرح حال پرهيزگاران
آن حضرت نظير شاخه درخت در حركت بود! يكى از فالگيرها هم بدنبال آن بزرگوار مىآمد و با يك نظر مخصوصى بآن حضرت نگاه ميكرد. رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله در ميان پيرهزنانى كه فاطمه نام بودند نزد فاطمه مادر على ٧ جلوس كرد و آن شخص فالگير هم در مقابل پيغمبر نشست.
هيچ فالگير و دانشمند يهود و نسبشناسى برسول خدا صلى اللّه عليه و آله عبور نميكرد مگر اينكه درباره آن حضرت آهسته سخن ميگفت و بچشم بآن بزرگوار اشاره ميكرد و ميخواست كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله متوقف شود تا بآن حضرت نگاه كند، بعضى از آنان به انگشت و بعضى بلب به پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله اشاره ميكردند.
بعد از آن پيغمبر عزيز اسلام از آن مكان بلند شد و در منزل خود نزد عموى خود داخل گرديد. آنگاه آن شخص فالگير به پيرهزنانى كه در آنجا نشسته بودند گفت: اين جوانى كه بوسيله حسن و كمال خود بتمام جوانان و مردان و زنان باليد و نازيد چه كسى بود؟
گفتند: اين جوان محبوب قوم خود ميباشد (نام مباركش) محمّد بن عبد اللّه ابن عبد المطّلب است كه صاحب فضيلت و نيكوكارى و بزرگوارى است.
بعدا آن مرد فالگير گفت: اى گروه قريش! آگاه باشيد كه بعد از جنگ از شمشير پيغمبر برگزيده اسلام فرار خواهيد كرد، واى بر عرب و بتها و تمثالهائى كه آنان را پرستش ميكنيد از دست حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله، بعد از آن صدا زد: اى حجّاجى كه در اين مكان اجتماع كردهايد! ظهور دين كامل و پيغمبر فاضل (اسلام) نزديك شده است آنگاه اين اشعار را سرود: