ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٣٢ - گفتار آن حضرت در زهد
دامن آن حضرت كوتاه شد، شيعه از گوش دادن به بيانات آن بزرگوار و قرائت در حضور آن حضرت محروم گرديد.
محمّد بن سعيد گويد: من جنيدى را در روز جمعه ملاقات نمودم، سلام كردم، گفتم: اين كودك هاشمى كه تو مراقب او هستى چه ميگويد؟
ديدم قول مرا انكار كرد و گفت: چرا ميگوئى كودك هاشمى و نميگوئى بزرگ هاشمى؟! (پس بمن گفت:) تو را بخدا قسم ميدهم آيا در مدينه كسى را كه از من عالمتر باشد سراغ دارى؟ گفتم: نه، گفت:
بخدا قسم من يك قسمت از ادبيات را كه گمان ميكنم مبالغه كاملى در آن كردهام براى آن بزرگوار ميگويم و آن حضرت همان گفتههاى مرا طورى بر من املاء و تعليم ميكند كه من از بيان او استفاده مينمايم مردم گمان ميكنند كه من بآن برگزيده خدا علم و ادب ياد ميدهم بخدا قسم كه من از آن حضرت علم مىآموزم.
راوى گويد: من كلام جنيدى را بنحوى فراموش كردم كه گويا سخن او را نشنيده بودم تا اينكه بعد از آن دوباره جنيدى را ملاقات كردم، سلام كردم، از حال او پرسش نمودم، سپس گفتم:
حال آن جوان هاشمى چگونه است؟ گفت: اين حرف را نزن، بخدا قسم كه او بهترين اهل زمين و بزرگوارترين خلق خدا است. چه بسا ميشود كه آن حضرت ميخواهد داخل شود من به او ميگويم: تنظر حتى تقرأ عشرك، آن بزرگوار ميفرمايد: كدام سورههاى قرآن را دوست دارى قرائت نمايم؟ من يكى از سورههاى طولانى قرآن را پيشنهاد ميكنم، آن حضرت با سرعت تمام آن سوره را بطورى صحيح ميخواند كه من صحيحتر از آن را از احدى نشنيدهام، نيكوتر از