ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٠٩ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
بيايم؟ گفت: آرى، پس همينكه با يكديگر نازل شدند رسول اللّه را يافتند كه در ابطح بين امير المؤمنين على و بين جعفر بن أبي طالب عليهما السّلام خوابيده است.
جبرئيل ٧ بالاى سر آن حضرت و ميكائيل پائين پاهاى آن بزرگوار نشست ولى او را بجهت عظمت و بزرگى كه داشت بيدار نكردند، ميكائيل گفت: بسوى كداميك از اين (سه نفر) مبعوث شدهاى؟ گفت: بسوى آن شخص وسطى، ميكائيل قصد كرد كه آن حضرت را بيدار نمايد ولى جبرئيل اجازه نداد، آنگاه امير المؤمنين ٧ بيدار شد و جبرئيل بآن حضرت گفت: پسر عم خود رسول خدا را بيدار كن، على ٧ رسول اللّه را بيدار كرد، جبرئيل ٧ پيغام خداى توانا را به آن وجود مقدس رسانيد، وقتى كه جبرئيل بلند شد رسول خدا دامن او را گرفت و فرمود: نام تو چيست؟ گفت: نام من جبرئيل است.
بعدا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بلند شد كه بگوسفندان خود ملحق گردد در بين راه به هيچ درخت و كلوخى نميرسيد مگر اينكه بآن حضرت سلام ميكردند و او را بجهت پيغمبرى تهنيت ميگفتند، جبرئيل نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مىآمد ولى بدون اجازه به او نزديك نميشد.
اول مرد و زنى كه با رسول اللّه ٦ نماز خواندند
يك روز جبرئيل نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه در بالاى مكه در كنار رودخانه بود آمد، پاشنه پاى خود را (بزمين) سائيد، چشمه آبى جارى شد، آنگاه جبرئيل ٧ وضو گرفت و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هم براى نماز وضو گرفت و نماز خواند، آن اول نماز واجب بود كه حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله