ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٢١ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
ميگردانيد و ميفرمود: اين بعد از من خليفه من خواهد بود. همينكه داود از دنيا رحلت كرد بنى اسرائيل امر خلافت را به يكى از فرزندان حضرت داود تفويض نمودند و حضرت سليمان هم از بنى اسرائيل عزلت گزيد و از آنان كناره گرفت، موقعى كه اين خبر به پيغمبرى از پيغمبران بنى اسرائيل كه او را ارميا ميگفتند و در بعضى از كوهها بسر ميبرد رسيد نزد حضرت سليمان آمد و گفت: يا نبى اللّه بنى اسرائيل امر خلافت را براى غير از تو انتخاب كردند و حضرت سليمان هم از امر خلافت خوددارى كرد، ولى ارميا از آن حضرت درخواست كرد تا اينكه او را آماده كرد و بر استر حضرت داود سوار نمود و عمامه داود ٧ را بر سر سليمان نهاد و چيزى را شبيه بشاخ بر سرش نهاد كه هرگاه آن را بر سر امام مىنهادند صدائى چون صداى آب از آن شنيده ميشد بعد از آن ارميا وسط آن را با ريسمانى بست و مهار استر سليمان را گرفته او را در ميان بنى اسرائيل ميگردانيد و ميگفت: اين حجت خدا است بر شما.
پس آن مردم از اطراف آن كسى كه او را براى خلافت منصوب كرده بودند متفرق شدند و بطرف حضرت سليمان متوجه شدند، آن مردى كه بنى اسرائيل او را بخلافت نصب كرده بودند يكى از فرزندان حضرت داود بود و بنى اسرائيل از اين جهت مايل به او بودند كه مادرش از بنى اسرائيل بود ولى مادر حضرت سليمان از بنى اسرائيل نبود.
روايت شده كه حضرت داود ٧ اول كسى بود كه بيت المقدس را بنا كرد، داود ٧ يك قسمتى از بيت المقدس را بنا نهاد و حضرت