ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٧٢ - آدابى كه براى اصحابش بيان فرموده كه مجموعا چهار صد حكم مربوط به امور دين و دنياست
(از طرف خدا) راجع بآنچه كه از زبان وحوش و طيور شنيده بود دستورى براى او صادر گردد، دائما در بيابانى مىنشست، تا اينكه ناگاه خدا ملكى از ملائكه هوا را بشكل مردى از اهل زمين نزد او فرستاد، قيدار كسى را به خوشصورتى و خوش هيكلى و خوش اخلاقى او نديده بود، آن ملك هبوط كرد و بر قيدار سلام كرده نزد او نشست و گفت: اى قيدار تو بقوت و شجاعت آراسته شدى و مالك شهرها گرديدى و نور محمّد صلى اللّه عليه و آله بتو منتقل گرديد و پسرى از غير نسل اسحاق ٧ بتو نصيب خواهد شد، اگر تو نذر كنى كه براى خداى ابراهيم قربانى نمائى و از خدا درخواست كنى تا معلوم نمايد كه تو از كجا تزويج كنى بهتر از آنست كه نسبت بحاجت خود سستى نمائى، آن ملك اين دستور را داد و بطرف مقام خود عروج كرد.
پس قيدار، در همان ساعت از جاى خود برخاست، قيدار را موى سر بلند بود، با جمال و كمال و نورانى بود. در آن روز تعداد (٧٠٠) قوچ را از آن قوچهائى كه از حضرت ابراهيم به ارث برده بود براى قربانى حاضر و آماده كرد. هر قوچى را كه قربانى ميكرد آتش قرمز و بدون دودى با زنجيرهاى سفيدى از آسمان مىآمد و آن قوچ قربانى شده را ميگرفت و بسوى آسمان صعود ميكرد، قيدار همچنان بقربانى كردن ادامه ميداد تا اينكه منادى از آسمان ندا در داد: اى قيدار همين مقدار قربانى كردن تو را كفايت كرد، زيرا كه خدا دعاى تو را مستجاب و قربانى تو را قبول كرد.
الآن با تعجيل نزد درختى كه وعدهگاه است برو و نزد آن بخواب و آنچه كه در خواب ديدى بآن عمل كن. قيدار آمد تا نزد آن درخت رسيد