ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٣٢ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
٥١- اسفر بن هندوا عليهما السّلام
بعد از هندوا فرزندش اسفر از براى امر الهى قيام كرد و مؤمنين از آن حضرت متابعت كردند و در آن موقع حماه دختر شهرزان مدت (٣٠) سال سلطنت كرد، و در زمان سلطنت او بود كه گرفتن خراج تخفيف يافت و امر مردم اصلاح شد و هيچ كسى بر او خروج نميكرد مگر اينكه بر او غالب ميشد، آن زن زن بد عملى بود، زنى كه خدمتگذار او بود در هر شبى جوان زيبا و خوشگلى را براى او طلب ميكرد كه شب را تا صبح با او بسر مىبرد، همينكه صبح ميشد امر ميكرد كه آن جوان را بكشند تا او را سرزنش نكند و خبر بد عملى او منتشر نگردد.
از همين لحاظ است كه صادق آل محمّد صلى اللّه عليه و آله ميفرمايد: اگر دنيا بقدر بال پشهاى نزد خدا ارزش ميداشت ملك خود را بزن بد عملى عطا نميكرد.
موقعى كه وفات اسفر نزديك شد خدا به او وحى كرد كه نور و حكمت و ميراث انبياء را به پسرش رامن بنحو امانت ردّ نمايد. پس آن بزرگوار فرزند خود رامن را خواست و او را وصى خود نمود و آن (امانتهائى كه) در دست داشت به او تسليم كرد و از دنيا رفت.
٥٢- رامن بن اسفر عليهما السّلام
پس از اسفر فرزندش رامن از براى امر خداى تعالى اقدام كرد و مؤمنين از آن بزرگوار متابعت كردند و مؤمنين هم قليل و فانى