ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١١٤ - نامه امير المؤمنين(ع) به فرزندش امام حسن(ع)
ولى آن زره بر بدن او گشاد و متحرك بود، پس طالوت ٧ برادران حضرت داود را خواست و از آنها راجع بحضرت داود تحقيقاتى كرد، آنگاه بآنان گفت: صداقت حضرت داود چگونه است! گفتند: ما تا كنون هرگز دروغ از او نشنيدهايم، گفت: عقل او چطور است؟
گفتند: عقل او بهتر و بيشترين عقلها است، گفت: جاه و منزلت او نزد پدرش چگونه ميباشد؟ گفتند: او نزد پدر از ما برگزيدهتر ميباشد.
پس طالوت ٧ زره را خواست و به بدن حضرت داود ٧ پوشانيد، بدن آن حضرت زره را پر كرد، طالوت بداود گفت:
تو همان كسى هستى كه به اذن خدا جالوت را خواهى كشت، وقتى كه دو لشكر با يكديگر ملاقات كردند حضرت داود فرمود: جالوت را بمن نشان دهيد چون جالوت را به داود نشان دادند آن حضرت همان سنگ سابق الذكر را به كفه فلاخن نهاد و آن را (بطرف جالوت) پرتاب كرد، آن سنگ در ميان دو چشم جالوت جاى گزين شد و جالوت را از خود بيخود كرد و بصورت روى زمين افتاد. جالوت مردى بلند بالا و عظيم الجثه بود، چون جالوت افتاد و مرد حضرت داود ٧ سبقت گرفت و سر او را جدا كرده در توبره خود جاى داد.
روايت شده كه طالوت ٧ حضرت داود را در مجلس قضاوت و فقه قائم مقام خود قرار داد و آن حضرت در بين مردم قضاوت و حكومت ميفرمود. موقعى كه وفات طالوت نزديك شد خدا بآن حضرت وحى كرد كه مواريث انبياء عليهم السّلام و علوم الهيه را به الياس و داود عليهما السّلام