ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٠٤ - خطبه آن جناب در اخلاص توحيد
٣٦- يوشع بن نون بن افرائيم بن يوسف عليهم السّلام
(بعد از حضرت موسى) يوشع بن نون خروج كرد و فرزندان بنى اسرائيل را كه در سرزمين تيه متولد شده بودند جمع كرد و آنها همان أفرادى بودند كه ظالمين و مردم ستمكار و عمالقه را (نديده) و نميشناختند و از قتال با آنها باكى نداشتند، پس يوشع بن نون بوسيله آن مردان جنگى با عمالقه جنگ كرد و بيت المقدس را با جميع شهرهاى شام فتح كرد تا اينكه به بلقاء (نام يكى از شهرهاى شام است) منتهى شد زيرا كه يوشع در آن شهر با مردى كه نامش بالق بود قتال كرد.
يوشع بن نون و يارانش خروج كردند و با بالق قتال كردند ولى احدى از لشكر بالق كشته نميشد، يوشع از علت اين موضوع پرسش كرد؟ بآن حضرت گفته شد: در شهر بالق زن فالگيرى وجود دارد كه ادعاء ميكند: من منجم و ستارهشناسم، آن زن فرج خود را مقابل آفتاب قرار ميدهد و بحساب ستارهشناسى مشغول ميشود و مردان جنگى را با مالهاى سوارى آنان بآن زن عرضه ميكنند (هر كسى را كه آن زن طبق علم ستارهشناسى تشخيص دهد كه اجلش رسيده) در آن روز براى جنگ خارج نميشود (لذا است كه از آنها كسى كشته نمىشود).
پس يوشع بن نون ٧ دو ركعت نماز خواند و دعا كرد كه خدا بقدر يك ساعت آفتاب را بآنها نشان ندهد خدا هم دعاى آن حضرت