ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٠٢ - سخنان كوتاه پيغمبر
خطاب رسيد: يا موسى من بجاى آنان اصحابى بهتر بتو خواهم داد عرض كرد: پروردگارا من آنها را شناختهام (و بروحيه آنان آشنايم) و آنها هم مرا شناختهاند و من مهربانى آنها را دريافتهام، پس خداى توانا آنان را در حالى كه انبياء بودند مبعوث كرد.
بعد از آن حضرت موسى ٧ دست هارون را گرفته بطرف كوه سيناء رفتند و مواجه شدند با خانهاى كه بر درب آن درختى بود و از آن درخت دو حله (يعنى دو قطيفه يا دو رداء) بحضرت موسى تقديم شد، موسى ٧ بهارون فرمود: لباسهاى خود را بكن و داخل اين خانه شده اين دو حله را بپوش و بالاى آن تختى كه در اين خانه است بخواب!.
هارون اين عمل را انجام داد، همينكه بالاى آن تخت خوابيد خداى تعالى او را قبض روح كرد و آن خانه و درخت ناپيدا شدند و موسى بن عمران ٧ بسوى بنى اسرائيل مراجعت كرده آنان را از اين جريان خبر داد ولى بنى اسرائيل قبول نكرده آن حضرت را تكذيب كرده گفتند: تو هارون را كشتهاى.
موسى ٧ راجع به اين موضوع بخدا شكايت كرد و خداى جهان ملائكه را امر كرد كه هارون را بالاى تخت در بين زمين و آسمان نگاه داشتند تا بنى اسرائيل جنازه هارون را ديدند و يقين پيدا كردند كه (بدرد خدا) مرده است بعد از آن هارون بالا برده شد.
و خداى سبحان موسى بن عمران را دستور داد كه علم و نور خدا و آنچه كه (از امانتها) در دست داشت به پسر عموى خود يوشع بن نون برسم امانت بسپارد، پس حضرت موسى او را خواست و وصى