ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٠٠ - سخنان كوتاه پيغمبر
بنى اسرائيلم[١] و از خدا خواستهام كه از تو متابعت كنم و از علم تو استفاده نمايم.
گفت: يا موسى من به امرى وكالت دارم كه تو طاقت (مشاهده) آن را ندارى، آنگاه جريان عالم و آنچه كه راجع بگذشته و آينده بود براى موسى نقل كرد، حتى شرح حال حضرت محمّد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله را و آنچه كه خدا بآن بزرگوار عطا كرده بيان كرد تا اينكه گفت:
اى كاش من هم از آل محمّد صلى اللّه عليه و آله بودم، بعد از آن محنت و مصيبتهاى آنان و جريان قائم ٧ كه از فرزندان آن حضرت است و در آخر- الزمان خواهد بود و آن بركات و خيراتى كه بدست مبارك او جارى ميشود براى موسى ٧ شرح داد.
در آن بين (كه حضرت موسى با آن شخص مشغول صحبت بودند) پرندهاى آمد- روايت شده كه آن پرنده نوعى از ملخ بود و از گنجشك كوچكتر بود و گفتهاند: خطاف (يعنى فرشتوك يا پرستوك يا چلچله) بود- و بر آب دريا نشسته با منقار خود مقدارى از آب دريا برگرفت آن عالم (كه حضرت خضر باشد) بموسى گفت: اين پرنده و عمل آن را مشاهده كردى؟ گفت: آرى، خضر ٧ فرمود: علم من و تو در مقابل علم محمّد و آل محمّد صلى اللّه عليه و آله اجمعين بمقدار آن آبى است كه اين پرنده با منقار خود از آب دريا برگرفت، آيا آب دريا براى آن اندازهاى كه اين پرنده بمنقار خود برگرفت كم شد؟!، بعد از آن قصه كشتى و آن جوان و ديوار فيما بين حضرت موسى و خضر عليهما السّلام اتفاق افتاد كه خدا در قرآن مجيد شرح حال آنها را بيان فرموده است.
[١] صاحب: رفيق، معاشر و مالك- المنجد.