ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٣١ - گفتار آن حضرت در زهد
بعد از امام جواد ٧ فرزند بزرگوارش امام على النقى براى امر خداى سبحان در سنه (٢٢٠) هجرى قيام كرد. در آن موقع شش سال و چند ماه از سنّ شريف امام على النقى گذشته بود، چنانكه پدر بزرگوارش امام جواد نيز همينطور بود. در آن وقت كه مقام امامت بآن حضرت رسيد مدت دو سال از سلطنت معتصم عباسى گذشته بود.
[جنيدى و امام على النقى ٧]
٨- از محمّد بن سعيد روايت شده كه گفت: عمر بن فرج بعد از وفات امام جواد ٧ براى رفتن حج در مدينه آمد جمعيتى را از اهل مدينه كه با اهل بيت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله مخالف و معاند بودند احضار كرد به آنان گفت: مردى را براى من طلب كنيد كه اهل علم و ادب و قرآن باشد، دوستدار اهل بيت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله نباشد تا من او را موكل تعليم اين كودك نمايم، او را مواظب اين كودك كنم تا از آمدن شيعيانى كه در اطراف او مىآيند و او را نگاهدارى ميكنند جلوگيرى كند؟.
مردى را به او معرفى كردند كه او را جنيدى ميگفتند، جنيدى مردى بود كه پيش اهل مدينه در فهم، ادب، غضب و دشمنى نسبت به اهل بيت (رسول خدا) سابقهدار بود. عمر بن فرج او را خواست، از مال پادشاه حقوق سالانه براى او مقرر كرد، مقدمات زندگى كردن او را فراهم نمود، براى او تعريف كرد كه پادشاه مرا دستور داده مثل تو شخصى را به اين كودك موكل نمايم.
راوى گويد: جنيدى در قصر بصريا مواظب امام على النقى ٧ بود، همينكه شب ميشد درب را مىبست و كليد را با خود نگاه ميداشت امام على النقى ٧ مدتى را بهمين حال بسر ميبرد، دست شيعيان از