ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٩ - سفارشهاى پيغمبر
آنها درباره دين خود استقامت بكار بردند، وقتى كه نوبت بآن زن رسيد قبل از آنكه او را هلاك كنند شاه باو گفت: آيا حاجتى دارى؟ گفت:
آرى حاجت من اين است كه براى جمعيّت ما يك گودال كنده شود و امر كنى كه كليّه ما را در آن دفن نمايند شاه قبول كرد و آنها را در يك قبر مدفون كردند و آن قبر است كه تا قيام قيامت بوى مشگ از آن استشمام مىشود- انتهى.
قصّه خضر با موسى عليهما السّلام در جاى خود نگاشته شده و بعد از اين خواهد آمد و سلطنت ذو القرنين مدت (٥٠٠) سال بود.
بعد از ذو القرنين، منوچهر مدت (١٢٦) سال سلطنت كرد، و منوچهر همان بود كه فرات را حفر كرد، منوچهر بود كه دستبرنجن زنان، لباس، اسلحه، آب و ملك و باغ و بستان را شروع كرد، زمانه او زمانه خوب و خوشى بود، موقعى كه موت ارفخشد ٧ كه نبىّ و گمنام و ساكت بود در رسيد خدا به او وحى كرد كه امر و نور خدا را بفرزند خود شالخ به امانت بسپارد پس آن حضرت، شالخ را خواست و او را وصيت كرد بآنچه كه پدر به او وصيّت كرده بود و آن امانتهائى را كه در دست داشت به او تسليم نمود.
١٥- شالخ بن ارفخشد
پس شالخ ٧ به امر خداى تعالى قيام كرد و مؤمنين هم با او بودند، شالخ ٧ طريقه پدران خود را پيش گرفت و سنّت آنها را اجرا ميكرد تا اينكه وفات او در رسيد، آنگاه خدا او را مأمور كرد كه نامها و حكمت و نبوّت را بفرزند خود هود ٧ بنحو امانت تسليم