ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٦٣ - توصيههاى آن جناب به كميل در جملههائى كوتاه
نمايد. ولى رفيق او (كه عمر باشد) او را از آن تصميم ممنوع كرد و گفت: اين عمل سحر آشكار و معروفى است از سحرهاى بنى هاشم[١]
آيا بخاطر ندارى آن روزى را كه ما با ابن ابى كبشه بوديم و پيغمبر امر كرد تا آن دو درخت به يكديگر نزديك شدند و او در عقب آن دو درخت قضاء حاجت كرد آنگاه دستور داد تا از يكديگر جدا شدند و بحال اوليه برگشتند؟.
ابو بكر بعمر گفت: آيا مرا يادآور نميكنى از آن جريانى كه من با پيغمبر در غار بودم، آن حضرت دست خود را بصورت من كشيد با پا بدريا اشاره كرد، جعفر و ياران او را كه در دريا بودند بمن نشان داد؟.
پس از آن ابو بكر از عزم خود منصرف شد، بقتل على ٧ كمر بستند، درباره اين موضوع بيكديگر سفارش و قرارداد كردند بنا شد كه خالد بن وليد متصدى قتل على ٧ شود. اسماء بنت عميس دختر كوچك خود را نزد على فرستاد، آن دختر آمد و دو بازوى درب را گرفت و اين آيه را خواند:
إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ[٢] على با شمشير خود خارج شد. قرارداد درباره كشتن على ٧ وقتى بود كه چون امام جماعت (يعنى ابو بكر) سلام آخرى
[١] مترجم گويد: صدر اين روايت را علامه مجلسى در كتاب جلاء العيون نوشته است.
[٢] سوره قصص، آيه- ١٩- يعنى اين جماعت درباره قتل تو مشورت ميكنند، پس خارج شو كه من از خيرخواهان تو هستم- مترجم.