ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٧٧ - سخنان كوتاه پيغمبر
٣٠- ميتاح بن احرب عليهما السّلام
بعد از احرب فرزندش ميتاح به امر خداى جهان قيام كرد و مؤمنين- كه در آن زمان عدّه قليلى بودند و از ظلم ستمكاران خوار و ذليل بودند و انتظار فرج مىبردند- تابع آن حضرت بودند، همينكه وفات ميتاح نزديك شد خدا به او خطاب كرد كه فرزند خود عاق را براى خود وصىّ قرار دهد، پس آن بزرگوار پسر خود عاق را احضار نموده او را وصىّ خود گردانيد.
٣١- عاق بن ميتاح عليهما السّلام
پس از ميتاح فرزندش عاق براى دين خدا اقدام كرد و مؤمنين هم طبق زمان پدران عظامش عليهم السّلام از او متابعت كردند، چون وفات آن حضرت نزديك شد خداى تعالى او را خطاب كرد كه فرزند خود خيّام را وصىّ خود كند، عاق ٧ پسر خود را احضار فرموده او را براى خود وصىّ كرد و از دنيا رفت.
٣٢- خيام بن عاق عليهما السّلام
بعد از عاق فرزندش خيّام بجهت دين و نور و حكمت خدا قيام نمود تا اينكه موت آن حضرت در رسيد و خدا او را مأمور كرد تا نور و حكمت خدا را بفرزندش مادوم برسم امانت بسپارد، و مؤمنين در زمان آن حضرت با خوف و ترس در حال خفاء از او متابعت كردند تا اينكه نور و حكمت خدا را بفرزند خود مادوم به امانت داد.