ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٥٩ - خطبه پيغمبر
وقتى كه آن حضرت را پيش نمرود آوردند او را امر كرد كه بايد از مملكت و شهر ما خارج شوى و مال و حيوانات ابراهيم را هم از او گرفت، ابراهيم ٧ نزد قاضى شهر با آنها محاكمه كرد و فرمود: اگر ميخواهيد مال و حيوانات مرا تصاحب كنيد پس آن مقدارى كه از عمر من در شهرهاى شما طى شده بمن برگردانيد، قاضى قضاوت كرد كه بايد نمرود عمر گذشته حضرت ابراهيم را ردّ كند يا مال و حيوانات آن حضرت را مستردّ نمايد، نمرود امر كرد تا مال و حيوانات حضرت ابراهيم را ردّ كرده راه براى خروج او باز كردند.
پس حضرت ابراهيم ٧ از زمين كوپى بطرف بيت المقدس خارج شد و تابوتى ساخت كه زوجه خود ساره را در آن جاى داد چه آنكه حضرت ابراهيم ٧ در ناموسپرستى خيلى غيور بود.
يكى از قصص ابراهيم ٧ آنست كه آن حضرت خارج شد و آن شخص ستمكار قبطى بدنبال ابراهيم براى بدرقه خارج شد و خدا به ابراهيم وحى كرد كه تو جلو اين شخص ستمكار مرو بلكه او را بر خود مقدّم بدار، آنگاه آن مرد قبطى بحضرت ابراهيم گفت: من شهادت مىدهم كه خداى تو حليم و كريم و رفيق است.
حضرت ابراهيم حركت كرد و بشام وارد شد و لوط كه پسر خواهر آن حضرت بود نيز بشام وارد شد و فاصله ما بين آنها چنانكه روايت شده هشت فرسخ بود. ابراهيم هاجر را از زوجه خود ساره خريد و با او مواقعه كرد، بعد از آن هاجر حامله شد و حضرت اسماعيل ٧ از او بوجود آمد، اسماعيل ٧ همان ذبيح معروف و بزرگترين فرزندان