ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٢٥ - حقوق خويشاوندان
امام جواد فرزند خود را در مدينه نهاد و خود- بعد از آنكه امام على النقى را وصى و جانشين خود قرار داد- با امّ الفضل بجانب عراق آمد.
مأمون در روز پنجشنبه (١٣) ماه رجب سنه (٢١٨) هجرى در بليدون وفات يافت. در آن موقع (١٦) سال از امامت امام جواد ٧ گذشته بود.
بعد از مأمون در ماه شعبان سنه (٢١٨) هجرى با معتصم كه محمّد بن هارون باشد بيعت كردند. وقتى كه امام جواد ٧ بعراق آمد معتصم و جعفر بن مأمون درباره كشتن امام جواد مكر و حيله كردند جعفر بن مأمون به امّ الفضل كه خواهر پدر و مادرى او بود پيشنهاد قتل امام جواد را كرد، زيرا جعفر ميدانست كه امّ الفضل- بجهت اين كه امام جواد مادر امام على النقى را از او بيشتر ميخواهد- با آن حضرت ميانه خوبى ندارد، از طرفى هم امّ الفضل از امام جواد فرزندى ندارد، لذا امّ الفضل حرف برادر خود را گوش كرد، زهرى را در انگور رازقى آلوده كردند، امام جواد هم انگور رازقى را دوست ميداشت.
وقتى كه امام ٧ از آن انگور خورد امّ الفضل از عمل خود پشيمان شد، بناى گريه و زارى را نهاد، امام جواد به او فرمود:
چرا گريه ميكنى! و اللّه خدا تو را بفقرى دچار ميكند كه از آن نجات نخواهى يافت، به بلائى مبتلاء ميشوى كه مخفى و پوشيده نخواهد ماند، (نفرين امام در حق امّ الفضل درگير شد) و زخمى در بدترين مواضع بدنش پيدا شد، آن زخم ناسور شد، همه وقت