ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢١٩ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
برگزيده خدا را تكذيب نمودند.
[هجرت رسول الله ٦ از مكه]
قريش در دار الندوه اجتماع كردند و درباره كشتن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مشورت نمودند، ابليس لعين بصورت پير مردى از قبيله مضر نزد آنان آمد و آراء آنان اينطور تصويب شد كه از هر قبيلهاى از آنان يك نفر با شمشير خود خارج شود، و كليه آنان به يك ضربت پيغمبر خدا را بكشند. اين اقدام در آن سالى بود كه حضرت ابو طالب و خديجه كبرى از دنيا رفته بودند. خداى عزيز پيغمبر خود را از اين مشورت شوم خبردار كرد، آن حضرت را دستور داد كه از مكه معظمه بسوى مدينه خارج گردد و على بن أبي طالب ٧ را بجاى خود بخواباند، پيغمبر خدا اين دستور را عملى كرد. قصه خروج آن بزرگوار و حديث غار و هجرت آن حضرت بسوى مدينه همانطور است كه مورّخين نوشتهاند.
روايت شده كه خداى سبحان مقام برادرى را بين ملائكه مقربين خود برقرار كرد و مقام برادرى را نيز بين جبرئيل و ميكائيل مقرر نمود آنگاه بآنان وحى كرد كه اگر من براى يكى از شما مصيبت و محنت بزرگى بنويسم آيا يكى از شما دو نفر هست كه مصيبت برادر خود را بجان خود نگاهدارى كند عرض كردند: پروردگارا! بلى، بعد از آن خدا وحى كرد كه اگر من مرگ را براى يكى از شما قبل از برادر او بنويسم آيا در بين شما دو نفر كسى هست كه جان خود را فداى برادر خود نمايد عرض كردند: پروردگارا! نه، پس خدا بآنان وحى كرد كه در زمين نازل شويد و نظر نمائيد! همينكه آن دو ملك بزمين نازل شدند و على ٧ را يافتند كه بجاى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خوابيده