ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٢٢١ - فرمان امير المؤمنين على(ع) به مالك اشتر هنگامى كه او را به حكومت مصر و توابع آن گماشت
حديث فتح مكه همانست كه نويسندگان نوشتهاند.
بعد از آن رسول عزيز و بزرگ اسلام در سال دهم از هجرت حج بجاى آورد و در ميان مردم اعلام حج كرد. خروج پيغمبر صلى اللّه عليه و آله براى حج پنج شب بآخر ذىقعده مانده بود و از ذو الحليفه محرم شد و مناسك خود را در ذيحجه انجام داد و برگشت.
غدير خم و خلافت على ٧
همينكه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله (از مكه مراجعت كرد) و به غدير خم رسيد درباره على ٧ وحى نازل شد، (آن وحيى كه درباره على ٧ بر پيغمبر نازل شد) آيهاى بود كه خدا فرمود: ما تو را از مردم (منافق) حفظ ميكنيم، قبل از جريان غدير خم پيغمبر خدا دستور داشت كه خلافت و امامت على را بمردم گوشزد نمايد ولى آن حضرت منتظر اين آيه بود كه خدا بفرمايد: وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ. يعنى (اى پيغمبر) خدا تو را از شر مردم نگاه ميدارد. موقعى كه آيه سابق الذكر نازل شد حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله بلند شد و خطبه خواند، حمد و ثناى خدا را زياد بجاى آورد، امير المؤمنين على ٧ را بالاى دست بلند كرد و او را براى بعد از خود قائم مقام گردانيد. حديث غدير خم همان است كه مورخين (شيعه و سنّى متواترا) نوشتهاند. آنگاه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى آخر ذيحجه بمدينه مراجعت فرمود.
روايت شده كه خداى عليم كليه آنچه را كه بوده و خواهد بود تا روز قيامت برسول خود تعليم داد آنگاه امر دين و احكام را به پيغمبر صلى اللّه عليه و آله واگذار كرد و فرمود: ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ