ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٥٠ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
گذشت خلافت به بنى عباس منتقل شد.
در شب جمعه سيزدهم ماه ربيع الاول سنه (١٣٢) هجرى در كوفه در بين بنى اود در خانه وليد بن سعيد كه غلام بنى هاشم بود با ابو العباس كه عبد اللّه بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن عباس بن عبد المطّلب باشد بيعت كردند. مدت خلافت ابو العباس (٤) سال و (٩) ماه بود، ابو العباس در سنه (١٣٦) هجرى در شهر انبار وفات يافت و با برادر او منصور كه عبد اللّه بن محمّد باشد بيعت كردند، خلافت منصور موقعى بود كه مدت (٢١) سال از امامت صادق آل محمّد صلى اللّه عليه و آله گذشته بود.
منصور، حضرت صادق را از مدينه پيغمبر خواست، چون آن بزرگوار بنجف اشرف رسيد خود را براى نماز آماده كرد، نماز خواند، دستهاى خود را بسوى آسمان بلند كرده اين دعا را خواند:
يا ناصر المظلوم المبغى عليه، يا حافظ الغلامين لأبيهما، احفظني اليوم لآبائي محمّد و علىّ و الحسن و الحسين، اللّهم اضرب بالذّلّ بين عينيه، پس فرمود:
باللّه أستفتح و باللّه أستنجح و بمحمّد و آله أتوجّه.
اللّهمّ إنّك تمحو ما تشاء و نثبت و عندك أمّ الكتاب.
حضرت صادق بعد از خواندن اين دعاء آمد تا درب خانه منصور رسيد، ربيع كه دربان بود از امام صادق استقبال كرد و به آن حضرت عرض كرد: غيظ اين ستمكيش بر تو شديد است، يعنى قصد كشتن تو را دارد كه (نسل) شما را بآخر برساند، ربيع نزد منصور رفت و براى امام صادق ٧ اجازه خواست، آن لعين هم اجازه داد، حضرت صادق پيش منصور رفت و به منصور سلام كرد.