ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٤٩ - سخنان كوتاه آن حضرت در باب اين معانى(حكمت، موعظه، تشويق و تهديد)
حضرت صادق ٧ به متعب فرمود: خود را به او برسان و از نام او پرسش كن ببين نام او عبد الرحمن نيست؟ (متعب كه رفت) حضرت صادق بما فرمود: اگر نامش عبد الرحمن باشد همان است گفتم، متعب مراجعت كرد و گفت: نام او عبد الرحمن است. بعد از آن عبد الرحمن مخفيانه نزد حضرت صادق آمد و گفت: من افراد زيادى را بسوى شما دعوت كردهام و قبول كردهاند. امام صادق ٧ فرمود: اين موضوعى كه تو ميگوئى نشدنى است زيرا كه بچههائى از فرزندان عباس (يعنى بنى عباس) با امر خلافت بازى خواهند كرد.
پس عبد الرحمن پيش محمّد بن عبد اللّه بن الحسن آمد و او را (براى امر خلافت) دعوت كرد، عبد اللّه هم اهل بيت خود را جمع كرد و براى امر خلافت اقدام كرد، حضرت صادق ٧ را براى مشورت دعوت كرد، امام صادق در مجلس شورا وارد و بين منصور و سفّاح و عبد اللّه كه دو فرزند محمّد بن على بن عبد اللّه بن عباس بودند نشست، وقتى كه مشورت شروع شد حضرت صادق ٧ دست خود را به كتف ابو العباس كه عبد اللّه سفاح باشد زد و فرمود: بخدا قسم كه ابتداء اين شخص مالك خلافت خواهد شد، بعد از آن دست ديگر خود را به كتف ابو جعفر كه عبد اللّه منصور باشد زد و فرمود: بچههائى كه از فرزندان اين شخص باشند با مقام خلافت بازى خواهند كرد آنگاه حضرت صادق از آن مجلس بلند شد.
جريان امر مروان بن محمّد جعدى همانطور است كه مؤرّخين (در جاى خود) نوشتهاند، مروان در ماه ذى حجه سنه (١٣٢) هجرى در مصر كشته شد. مدت (١٧) سال كه از امامت حضرت صادق ٧