ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ١٠٨ - خطبه آن جناب در اخلاص توحيد
زد و بشكل مردان نمود و آنها را سوار بر اسب كرد همينكه صفورا در آن مكان آمد (ديد كه) زنها و مردها در آنجا جمع شدهاند.
وقتى كه صفورا آن منظره را ديد گفت: يوشع بن نون مرا اسير كرده و مردان را با من فرستاده و تا اين مكان براى من محرمى در بين آنها وجود ندارد. پس آن زنان صورت بند خود را برداشتند تا اينكه بنى اسرائيل بآنها نظر كردند و صفورا را تكذيب نمودند.
موقعى كه وفات يوشع ٧ در رسيد خدا به او وحى كرد: آنچه (از امانتهاى خدا را كه) در دست داشت بفرزندش فيخاس بنحو امانت بسپارد. پس آن حضرت فرزند خود فيخاس را خواست و علم انبياء و مواريث آنان را به او تسليم كرد و از دنيا رفت.
٣٧- فيخاس بن يوشع بن نون
بعد از يوشع پسرش فيخاس به امر خداى تعالى قيام كرد و مؤمنين بنى اسرائيل با كمى عددشان از آن حضرت متابعت كردند تا اينكه وفات آن بزرگوار نزديك شد، پس خداى جهان او را دستور داد كه امانتهاى خدا را بفرزند خود بشير به امانت بسپارد، بعد از آن فرزند خود بشير را خواست و او را وصى خود گردانيده امانتهاى خدا را به او تسليم نمود و از دنيا رحلت فرمود.
٣٨- بشير بن فيخاس بن يوشع
بعد از فيخاس پسرش بشير براى دين خدا قيام كرده قائم مقام پدران بزرگوار خود عليهم السّلام گرديد تا موقعى كه اجل آن حضرت در