ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٩٣ - سخنان كوتاه آن حضرت در اين زمينهها
خدا بخواهد.
موفق خادم خدمت امام رضا آمد و مقاله امام محمّد تقى را براى آن حضرت نقل كرد. امام رضا ٧ نزد امام محمّد تقى آمد و فرمود:
اى حبيب من برخيز، گفت: من در نظر دارم كه از اين مكان برنخيزم، چگونه برخيزم در صورتى كه شما با خانه كعبه طورى وداع كردى كه ديگر ابدا بسوى آن برنخواهى گشت؟ امام رضا فرمود: با من برخيز آن حضرت هم برخاست.
٣٠- از محمّد بن سنان روايت شده كه گفت: در مكه معظمه ما با امام رضا بوديم، وقتى كه خواستيم از مكه خارج شويم به آن حضرت عرض كرديم: اگر لازم باشد نامهاى بنويس تا ما آن را با خود براى امام محمّد تقى ببريم و موقعى كه وارد مدينه شديم بوسيله نامه شما آن بزرگوار را زيارت نمائيم؟ امام رضا ٧ نامهاى براى امام محمّد تقى نوشت و بما داد، موقعى كه ما وارد مدينه شديم موفق خادم امام محمّد تقى را بدوش گرفت و نزد ما آورد، ما نامه را بآن حضرت تقديم نموديم، آن بزرگوار بجهت كمى سنّ نتوانست سر نامه را باز كند لذا موفق خادم سر آن نامه را گشود و در مقابل امام جواد نگاه داشت، امام جواد آن نامه را سطر بسطر قرائت ميكرد و لبخند ميزد تا اينكه همه آن را تلاوت كرد.
محمّد بن سنان ميگويد: همينكه امام جواد ٧ از قرائت آن نامه فارغ شد پاهاى خود را به پشت موفق خادم حركت داد و فرمود:
تاخ تاخ[١] من نزديك آن حضرت رفتم، خودم را به آن برگزيده
[١] تاخ و ثاخ يعنى فرو رفتن انگشت بچيزى كه نرم باشد- المنجد.