ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٤٣ - اما شعب اطاعت ناصحان
وقتى كه روزگار سام ٧ بسر آمد خدا به او وحى كرد كه نور و حكمت خدا و اسم اعظم و ميراث انبياء را بفرزندش ارفخشد ٧ به امانت بسپارد، پس آن حضرت فرزند خود را خواست و او را وصى قرار داده امانت را باو تسليم نمود.
١٤- ارفخشد بن سام
بعد از سام ٧ فرزندش ارفخشد ٧ به امر خداى سبحان قيام كرد موقعى كه آن بزرگوار قيام فرمود شيعيان پدرش باو ايمان آورده تابع او شدند، در آن زمان سلطنت در اختيار فريدون كه ذو- القرنين باشد بود، و قصه او اين است كه خداى تعالى او را بر قوم خود مبعوث كرد و او هم قوم خود را بطرف خدا دعوت ميكرد ولى قوم او او را تكذيب و نبوّتش را انكار كردند.
بعد از آن او را گرفتند و بطرف راست سرش ضربتى زدند و مدت صد سال به امر خدا از دنيا رفت، آنگاه خدا او را زنده كرده بسوى قومش مبعوث كرد ولى آن قوم در اين بار بطرف چپ سر او ضربتى زدند و بامر خدا مدت صد سال ديگر از دنيا رفت.
خداى تعالى سومين بار او را زنده كرد و دليلهاى نبوّت او را در دو موضع ضربتخورده سرش قرار داد و نور از آن دو موضع درخشندگى ميكرد. موقعى كه آن حضرت غضب ميكرد از آن دو موضع مضروب سرش رعد و برق و صاعقه بصدا مىآمد.
خدا آن حضرت را مالك مشرق و مغرب زمين كرد و بوسيله او مردم ستمكيش را ريشه كن كرد، آن حضرت بود كه بيوراسب را