ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٣٩٦ - موعظه اين خطبه را روزهاى جمعه براى تذكر و تنبه اصحاب و شيعيانش ايراد مىفرمود
رفتم، آن حضرت يك مشت از آن خرماها بمن مرحمت كرد، وقتى كه آن خرماها را شماره كردم ديدم بدون كم و زياد مطابق همان عددى است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمن داده بود، عرض كردم: بيشتر از اين بمن عطا كن فرمود: اگر پيغمبر خدا بتو بيشتر از اين ميداد ما هم ميداديم. آن روز را در آنجا بود، بعد از آن روز از طريق بصره و اهواز و فارس بطرف خراسان حركت كرد.
٣٣- روايت شده كه مأمون از آن حضرت استقبال كرد، او را تعظيم و اكرام نمود، بزرگوارى و جلال او را ظاهر كرد، او را در باره امر خلافت نظير خود قرار داد ولى امام فرمود: امر خلافت مال ما نخواهد بود مگر وقتى كه (٢٠) نفر مرد بعد از خروج سفيانى سلطنت كنند، مأمون درباره خلافت خيلى به امام رضا ٧ اصرار كرد ولى امام ٧ قبول نكرد.
مأمون قسم خورد كه بعد از خود امر خلافت را به امام رضا واگذار نمايد. امام رضا ٧ با مأمون در يك مجلس براى بيعت نشستند. مأمون از حضرت رضا تقاضا كرد كه خارج شود و با مردم نماز عيد قربان را بخواند، امام رضا فرمود: مرا از انجام اين عمل معاف دار، ولى مأمون قبول نكرد. مأمون دستور داد تا سر لشكرها با لشكر سوار شوند و در ركاب آن حضرت باشند، امير لشكرها با لشكر و ساير مردم آمدند درب خانه آن بزرگوار.
امام رضا ٧ در حالى خارج شد كه: دو پيراهن و يك عباى سبز پوشيده بود، عمامهاى بسر نهاده بود كه دو طرف آن از جلو و عقب آن حضرت آويزان بود، سرمه بچشم خود كشيد، بوى خوش