ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٩٥ - سخنان كوتاه پيغمبر
نزديك بود كه در دريا غرق شود.
موسى ٧ گفت: بخداى بنى اسرائيل قسم كه دروغ نميگويم و كسى هم بمن دروغ نميگويد، آنگاه خداى توانا بموسى وحى كرد كه با عصاى خود بدريا بزن! چون با عصاى خود بدريا زد دريا شكافته شد و هر قسمتى از آب دريا چون كوهى عظيم شد، يوشع بن نون ٧ سوار بر اسب بود و اسب آن حضرت از كناره دريا كه زمين آن سفت بود ميرفت.
روايت شده كه يوشع بن نون بر اسب تازى اشهبى[١] سوار بود.
پس خداى سبحان حضرت موسى و هر كه را با او بود بعظمت و قدرت خود نجات داد و فرعون را با لشكر او و آل او غرق كرد، همينكه قوم موسى از دريا خارج شدند مصادف شدند با گروهى كه در اطراف بتهاى خود جمع شده بودند پس بنى اسرائيل بموسى گفتند: يا موسى چنانكه آنها خدائى دارند تو هم براى ما خدائى قرار بده، موسى ٧ در جواب فرمود: حقّا كه شما مردمان نادانى هستيد.
موقعى كه موسى با بنى اسرائيل به ارض مقدّسه منتهى شدند حضرت موسى بآنها فرمود: داخل شويد در ارض مقدّسهاى كه خدا براى شما دستور داده است[٢] در جواب آن حضرت گفتند: در آن زمين مردمان ستمكارى وجود دارد و ما هرگز داخل آن زمين نخواهيم شد تا اينكه آن مردم از آن سرزمين خارج شوند و منظور آنان از قوم ستمكار عمالقه بود. بعد از آن خدا ارض مقدّسه را بر بنى اسرائيل حرام كرد و دوباره بطرف مصر
[١] اشهب رنگ سياه و سفيدى است كه مخلوط باشد- المنجد.
[٢] منظور از ارض مقدسه زمين شام است- تفسير صافى.