ترجمه إثبات الوصية - مسعودي، علي بن حسين؛ مترجم محمد جواد نجفي - الصفحة ٩٧ - سخنان كوتاه پيغمبر
بر آن سى روز ده روز ديگر اضافه كرد در اين ده روز اخير آن كارهائى را كه بايد بكنند كردند يعنى گوساله سامرى را مورد پرستش قرار دادند و باعث اين عمل سامرى شد، سامرى مردى فالگير و منجم بود و در علم نجوم ديده بود كه بنى اسرائيل دريا را قطع خواهند كرد پس او هم خود را داخل در قوم بنى اسرائيل كرد ولى از بنى- اسرائيل نبود بلكه اهل قريهاى از زمين موصل بود كه گاو را پرستش مىكردند.
چون سامرى بجبرئيل ٧ نظر كرد ديد كه سم اسب آن حضرت بر هيچ حيوانات مردهاى و هيچ درختى كه افتاده و پوسيده باشد قرار نميگيرد مگر اينكه زنده ميشود، همينكه سامرى اين منظره را ديد- و نميدانست كه او جبرئيل است- يك مشت از خاك زير سم اسب آن حضرت برگرفت و آن را در كيسهاى جا داد، وقتى كه موسى ٧ از وعدهگاه دير نزد قوم خود آمد هارون به قوم موسى گفت: شما از آل فرعون زر و زيورى عاريه كرده و با خود خارج نمودهايد آنها را بدور بريزيد و توبه كرده خود را تطهير نمائيد! بنى اسرائيل امر هارون را اطاعت نموده آن زر و زيور را بدور ريختند.
سامرى كه مرد زرگرى بود زر را برگرفته از آن جسد گوسالهاى ساخت و آن كيسه خاكى كه از زير سم اسب جبرئيل ٧ اخذ كرده بود در دهان آن گوساله قرار داد و آن گوساله بصدا در آمد. سامرى گفت: اين خداى شما و خداى موسى است و بنى اسرائيل بدور آن گوساله جمع شدند.
هارون ٧ بلند شد و در ميان آن قوم خطبهاى خوانده حمد